حسین کشاورز در یادداشتی در سوگ دکتر علیحسین پیرای، استادیار و عضو هیئت علمی دانشگاه رازی کرمانشاه، از خاطرات شخصی خود، جایگاه علمی، تواضع، منش اخلاقی و تأثیر ماندگار این استاد فرزانه در زندگی خود نوشته است.
به قلم:حسین کشاورز
درد بزرگ؛ رحلت دکتر پیرای
باورم نمیشود… انگار تمام دنیا روی سرم آوار شد. وقتی شنیدم دیگر در میان ما نیست، احساس کردم بخشی از عزیزترین دارایی زندگیام را از دست دادهام. گویی زمین زیر پایم خالی شد و آسمان بر سرم فرو ریخت. خبر رفتن او، برای من فقط خبر درگذشت یک انسان نبود؛ خبر خاموش شدن چراغی بود که سالها مسیر زندگی و علمآموزی بسیاری را روشن کرده بود.
اگر از بزرگی این درد حرف بزنم، واقعاً کلمات در برابرش کم میآورند.
او برای من فقط یک استاد یا یک همسایه نبود؛ او پناه، راهنما و چراغ راه زندگی من بود.
اگر بخواهم روزگار تحصیل و مسیر دانشگاهم را روایت کنم، رد پای او در همه جایش پیداست. سالها پیش، زمانی که دانشآموزی بیتجربه بودم و مشاور تحصیلی نداشتم، نمیدانستم در آینده چه مسیری را باید انتخاب کنم. او دلسوزانه وقت گذاشت و با دلسوزی و مهربانی کنارم نشست، دفترچه انتخاب رشته را ورق زد و دستم را گرفت تا راه درست را پیدا کنم. شاید آن روز خودش نمیدانست که با آن راهنمایی ساده، چه تأثیر بزرگی بر آینده یک جوان میگذارد. اگر امروز در مسیر زندگی و کارم قدمی رو به جلو برداشتهام، بیتردید بخشی از آن را مدیون محبت و راهنماییهای او هستم. او در روزهایی که مسیر آینده برایم تاریک و نامعلوم بود، چراغ راهم شد.
دکتر علیحسین پیرای، استادیار و عضو هیئت علمی دانشگاه رازی کرمانشاه، از نخبگان علمی و فرزند خانوادهای بزرگ، شریف و ریشهدار بود؛ برخاسته از خاندان نیکنام پیرای منسوب به سادات امامزادهعلی؛ خانوادهای که همواره به اصالت، نجابت و نیکنامی شناخته شدهاند. او نیز شایسته همان ریشه پاک و اصیل بود؛ انسانی که حضورش برای اطرافیان خیر و برکت داشت و هرکس به نوعی از دانش، اخلاق و محبتش بهرهای برده بود.
اما آنچه دکتر پیرای را از بسیاری متمایز میکرد، فقط دانش و جایگاه علمیاش نبود؛ بزرگی واقعی او در شخصیت و تواضعش نهفته بود.
دکتر پیرای مظهر خلوص بود. شگفتانگیزتر از هر چیزی، تواضع بیمرز او بود؛ با آن همه درجه علمی والا، مدارج عالی و مقالات بینالمللی با ضریب تأثیر بالا (Impact Factor) که در معتبرترین ژورنالهای دنیا چاپ شده بود، چنان ساده، خاکی و بیتکلف راه میرفت، حرف میزد و رفتار میکرد که گویی هیچ عنوان و منصب دانشگاهی ندارد؛ چنان فروتن بود که انسان در برخورد با او، غرق در شرمندگی از این همه خاکی بودن و صفای درون میشد و هیچگاه نشانی از غرور مدرک و مقام در منشاش دیده نمیشد. همکلاسیهایش از روزهای دبستان تا کلاسهای درس دانشگاه، همه و همه یکصدا از هوش سرشار و نبوغ خیرهکنندهاش میگویند؛ او که در مقاطع ارشد و دکتری دانشگاه فردوسی مشهد «نفر برتر» بود، اما ذرهای منیت در وجود پاکش راه نداشت.
سعدی چه زیبا میگوید:
سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز
مرده آن است که نامش به نکویی نبرند
و دکتر پیرای از همان انسانهایی بود که نامشان با رفتنشان پایان نمییابد؛ چراکه آثار نیکی، دانش و محبتشان در زندگی دیگران باقی میماند.
و چه تلخ و جانکاه که آخرین درس او، برای ما تلخترین درس زندگی شد.
او در میانه راه علم و خدمت، درست در همان فضایی که عمرش را صرف آن کرده بود، در کلاس درس و هنگام تدریس، از میان ما رفت. گویی آخرین لحظات زندگیاش نیز با عشق به آموختن و آموزش دادن گره خورده بود. چه زیبا و در عین حال چه دردناک است که انسانی تمام عمر خود را وقف دانایی و آموختن کند و آخرین نفسهایش نیز در مسیر همین رسالت سپری شود.
تو رفتی، اما آنچه از خود به جا گذاشتی، بسیار فراتر از نام و عنوان و مدرک علمی است. تو در ذهن شاگردانت، در خاطرات دوستانت، در قلب خانوادهات و در زندگی کسانی که دستشان را گرفتی، زنده خواهی ماند.
از خداوند مهربان برای روح پاک و بلندت آرامش ابدی و برای خانواده بزرگ و شریف پیرای و سادات امامزادهعلی، بهویژه بازماندگان داغدارت، صبر و شکیبایی مسئلت دارم.
دکتر جان، شاید دیگر صدایت را در کلاس درس نشنویم و حضورت را در همسایگیمان نبینیم، اما درسهایی که از تو آموختیم، هرگز از یادمان نخواهد رفت.
نامت در قلب ما ماندگار است؛ چراکه بعضی انسانها حتی پس از رفتنشان، همچنان چراغ راه دیگراناند.
خداحافظ، استاد جان و نور راه….
نویسنده:دکتر حسین کشاورز













