فریادجنوب ، سیدداود موسوی منش، مدرس دانشگاه: فضای مجازی در سالهای اخیر به یکی از مهمترین میدانهای شکلگیری افکار عمومی تبدیل شده است؛ فضایی که میتواند هم فرصت بزرگی برای ارتباط مستقیم مردم با مسئولان، بیان مطالبات و اصلاح فرآیندها باشد و هم در صورت نبود چارچوبهای اخلاقی و حرفهای، به بستری برای انتشار اخبار تأییدنشده، قضاوتهای عجولانه و تخریب سرمایههای مدیریتی تبدیل شود.
در این میان، مجموعههایی که ارتباط مستقیمی با زندگی روزمره مردم دارند، بیش از سایر دستگاهها در معرض توجه و گاه انتقاد قرار میگیرند. دانشگاههای علوم پزشکی از جمله این مجموعهها هستند؛ چراکه عملکرد آنها با مهمترین دغدغه مردم یعنی سلامت، درمان و کیفیت خدمات عمومی ارتباط دارد. به همین دلیل، کوچکترین تصمیم مدیریتی، تغییر سازمانی یا چالش اجرایی در این حوزه میتواند بازتاب گستردهای در جامعه پیدا کند.
در روزهای اخیر، انتشار برخی مطالب و ادعاها درباره تیم مدیریتی دانشگاه علوم پزشکی یاسوج در فضای مجازی، موجب شکلگیری بحثهایی میان کاربران و فعالان رسانهای شده است. فارغ از اینکه هر ادعا تا چه اندازه صحت داشته باشد، یک اصل مهم وجود دارد: هرگونه اتهام یا انتقاد نسبت به مدیران و مجموعههای اجرایی باید بر پایه اطلاعات دقیق، مستندات روشن و مسیرهای قانونی مطرح شود.
مرز میان نقد سازنده و تخریب
وجود نقد نسبت به عملکرد مدیران، نهتنها موضوعی طبیعی بلکه لازمه پویایی هر نظام مدیریتی است. هیچ مدیریتی بدون نقد و ارزیابی نمیتواند مسیر رشد و اصلاح را طی کند. پرسشگری درباره نحوه ارائه خدمات درمانی، وضعیت زیرساختهای سلامت، مشکلات کارکنان، عملکرد مالی، روند اجرای پروژهها و میزان رضایت مردم، بخشی از وظایف رسانهها و جامعه مدنی است.
اما تفاوت مهمی میان «نقد» و «تخریب» وجود دارد. نقد زمانی سازنده است که هدف آن اصلاح، ارائه راهکار و کمک به بهبود شرایط باشد؛ اما زمانی که مطالب بدون سند، با ادبیات اتهامی، حملات شخصی یا انتشار اطلاعات ناقص همراه شود، دیگر نمیتوان آن را در چارچوب مطالبهگری تعریف کرد.
تخریب مدیران و مسئولان، علاوه بر آسیب به اعتبار اشخاص، میتواند اعتماد عمومی نسبت به مجموعههای خدمترسان را نیز تحت تأثیر قرار دهد؛ موضوعی که در حوزه سلامت اهمیت دوچندانی دارد، زیرا اعتماد مردم یکی از پایههای اصلی موفقیت نظام درمانی است.
چرا دانشگاههای علوم پزشکی بیشتر در معرض حاشیه هستند؟
دانشگاههای علوم پزشکی مجموعههایی گسترده با مأموریتهای متعدد هستند. از مدیریت بیمارستانها و مراکز درمانی گرفته تا آموزش دانشجویان علوم پزشکی، بهداشت عمومی، طرحهای سلامت، جذب نیرو، تأمین تجهیزات و اجرای سیاستهای وزارت بهداشت، همگی در حوزه مسئولیت این مجموعهها قرار دارد.
طبیعی است که چنین گستردگی وظایفی، حجم بالایی از مطالبات را ایجاد کند. کمبود منابع، محدودیتهای مالی، افزایش هزینههای درمان، مشکلات نیروی انسانی و انتظارات روزافزون جامعه، چالشهایی هستند که بسیاری از نظامهای سلامت با آن مواجهاند.
در چنین شرایطی، گاهی تصمیماتی که از نگاه مدیران برای حل مشکلات اتخاذ میشود، ممکن است از سوی برخی گروهها با برداشتهای متفاوت مواجه شود. تغییر در ساختارها، جابهجایی مسئولان، اولویتبندی پروژهها یا نحوه تخصیص منابع، از جمله موضوعاتی است که میتواند زمینه ایجاد اختلاف دیدگاه و بحث رسانهای را فراهم کند.
آیا هر انتقادی نشانه ضعف مدیریت است؟
یکی از خطاهای رایج در فضای رسانهای این است که گاهی هر انتقاد را نشانه ناکارآمدی تلقی میکنیم و در مقابل، هر دفاعی را تلاش برای پنهانکاری میدانیم. در حالی که واقعیت مدیریتی پیچیدهتر از این دوگانه است.
یک مدیریت موفق نیز ممکن است با انتقاد مواجه شود و یک مدیر باید بتواند ضمن پذیرش نقدهای منطقی، پاسخ روشن و مستدل ارائه کند. از سوی دیگر، منتقدان نیز باید میان نقد عملکرد و زیر سؤال بردن شخصیت افراد تفاوت قائل شوند.
نقش شفافیت در مدیریت افکار عمومی
یکی از مهمترین ابزارها برای کاهش حواشی و جلوگیری از شکلگیری شایعات، شفافیت است. مدیران مجموعههای عمومی باید تلاش کنند ارتباط خود با مردم و رسانهها را تقویت کنند و اطلاعات درست را در اختیار جامعه قرار دهند.
ارائه گزارش عملکرد، توضیح درباره تصمیمات مهم، پاسخ به پرسشهای رسانهها و ایجاد مسیرهای مشخص برای دریافت انتقادات، میتواند فضای سوءبرداشت را کاهش دهد.
البته شفافیت به معنای پاسخ دادن به هر ادعای بدون پشتوانه در فضای مجازی نیست؛ بلکه به معنای ایجاد یک مرجع معتبر برای اطلاعرسانی و جلوگیری از شکلگیری روایتهای غیررسمی و گاه نادرست است.
ضرورت بررسی منصفانه ادعاها
در کنار مسئولیت مدیران برای پاسخگویی، رسانهها و فعالان فضای مجازی نیز وظیفه مهمی بر عهده دارند. انتشار هر خبر یا ادعا، بهویژه درباره مدیران حوزه سلامت، نیازمند بررسی دقیق است.
اتهاماتی که بدون بررسی و سند منتشر میشوند، ممکن است پیش از مشخص شدن حقیقت، آسیب اجتماعی و مدیریتی ایجاد کنند. از سوی دیگر، اگر انتقادی واقعی وجود دارد، بهترین راه، طرح آن همراه با مستندات و فراهم کردن فرصت پاسخگویی برای طرف مقابل است.
رسانه حرفهای تنها به دنبال انتشار یک ادعا نیست؛ بلکه به دنبال کشف حقیقت و ایجاد گفتوگویی عادلانه میان طرفین است.
دلایل احتمالی شکلگیری موجهای تخریبی در فضای مجازی
در تحلیل پدیده حملات رسانهای علیه مدیران، عوامل مختلفی میتواند نقش داشته باشد:
* اختلاف دیدگاههای مدیریتی و سازمانی: تغییرات مدیریتی معمولاً موافقان و مخالفانی ایجاد میکند.
* رقابتهای فردی یا گروهی: گاهی فضای رسانهای تحت تأثیر منافع یا اختلافات خارج از چارچوب کارشناسی قرار میگیرد.
* ضعف اطلاعرسانی بهموقع: نبود پاسخ سریع و شفاف میتواند زمینه رشد شایعات را فراهم کند.
* ماهیت شبکههای اجتماعی: سرعت بالای انتشار محتوا باعث میشود مطالب تأییدنشده نیز به سرعت دیده شوند.
* انتظارات بالای جامعه از حوزه سلامت: حساسیت موضوع سلامت باعث میشود هر مسئلهای بازتاب بیشتری پیدا کند.
مسیر درست برای عبور از حواشی
راهکار عبور از این شرایط، نه سکوت کامل و نه واکنشهای احساسی است؛ بلکه گفتوگوی منطقی، ارائه مستندات و حرکت در مسیر قانون است.
مدیران باید با عملکرد شفاف و ارتباط مؤثر، اعتماد عمومی را تقویت کنند و منتقدان نیز باید نقدهای خود را بر پایه انصاف، سند و هدف اصلاحی مطرح کنند.
جمعبندی نهایی
حواشی اخیر پیرامون تیم مدیریتی دانشگاه علوم پزشکی یاسوج میتواند فرصتی برای بازنگری در شیوه ارتباط مدیران با افکار عمومی و همچنین ارتقای استانداردهای نقد رسانهای باشد.
جامعه به مدیرانی نیاز دارد که پاسخگو باشند و رسانههایی که مطالبهگر اما منصف عمل کنند. در نهایت، هدف اصلی نباید پیروزی یک جریان رسانهای بر جریان دیگر باشد، بلکه باید حفظ اعتماد مردم و ارتقای کیفیت خدمات سلامت باشد.
در حوزهای مانند سلامت، که کوچکترین بیاعتمادی میتواند پیامدهای گستردهای داشته باشد، مسئولیت همه طرفها سنگینتر است؛ چراکه سرمایه اصلی نظام سلامت، نه فقط تجهیزات و ساختمانها، بلکه اعتماد مردم است.
فریادجنوب/ سید اسماعیل شریعت جو













