آیات صفحه ۵۹۴ قرآن از دو بخش بسیار بههمپیوسته تشکیل شده است، پایان سوره فجر که سرنوشت انسان در قیامت و تصویر «نفس مطمئنه» را ترسیم میکند، و آغاز سوره بلد که توضیح میدهد انسان در دنیا برای چه نوع زندگی و آزمونی آفریده شده است.
بر اساس نگاه علامه طباطبایی در المیزان، میتوان محور مشترک این دو بخش را «انتخاب انسان در میان رنج و آزمون و رسیدن یا نرسیدن به آرامش نهایی» دانست.
وقتی انسان میفهمد که فرصتی باقی نیست
در آیات پایانی سوره فجر، صحنه قیامت با لحنی تکاندهنده ترسیم میشود. پس از آنکه زمین درهم کوبیده میشود و جهنم حاضر میشود، انسان تازه متوجه حقیقتی میشود که در دنیا از آن غافل بوده است. آیه ۲۳ میفرماید که «وَجِیءَ یَوْمَئِذٍ بِجَهَنَّمَ» در آن روز جهنم را حاضر میکنند و انسان به یاد میآورد، اما «وَأَنّى لَهُ الذِّکرى» این یادآوری دیگر چه سودی برای او دارد؟
در ادامه، حسرت انسان در یک جمله خلاصه میشود «یَا لَیْتَنِی قَدَّمْتُ لِحَیَاتِی» ای کاش برای زندگیام چیزی از پیش فرستاده بودم. نکته قابل توجه در نگاه المیزان این است که تعبیر «لِحَیَاتِی» نشان میدهد زندگی حقیقی انسان همان زندگیاست که در آخرت آشکار میشود بنابراین دنیا محل آمادهسازی و فرستادن توشه برای آن زندگی است، نه مقصد نهایی

دو سرنوشت کاملاً متفاوت؛ عذاب یا آرامش
پس از این هشدار، قرآن دو تصویر کاملاً متفاوت را مقابل یکدیگر قرار میدهد. یک سو انسانی است که گرفتار عذابی میشود که «لَا یُعَذِّبُ عَذَابَهُ أَحَدٌ» و هیچکس مانند آن عذاب نمیکند، سوی دیگر «النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ» قرار دارد انسانی که به آرامش رسیده و خطاب میشود «ارْجِعِی إِلَىٰ رَبِّکِ رَاضِیَةً مَرْضِیَّةً».
در منطق قرآن، آرامش حقیقی نتیجه فرار از سختیهای دنیا نیست، بلکه نتیجه نوع مواجهه انسان با آزمونهای دنیاست. کسی که در دنیا راه درست را انتخاب کرده، در نهایت به رضایت متقابل میان خود و پروردگار میرسد «فَادْخُلِی فِی عِبَادِی وَادْخُلِی جَنَّتِی». این پایان، نقطه مقابل حسرت انسانی است که تنها در قیامت میفهمد باید برای زندگی حقیقی خود توشه میفرستاده است
.انسان برای آسایش مطلق آفریده نشده است
با آغاز سوره بلد، قرآن از قیامت به زندگی دنیا بازمیگردد و علت بسیاری از رفتارهای انسان را توضیح میدهد. خداوند پس از سوگند به شهر مکه و «وَالِدٍ وَمَا وَلَدَ»، حقیقتی اساسی را بیان میکند: «لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ فِی کَبَدٍ»؛ انسان را در رنج و سختی آفریدیم.
کَبَد» ناظر به زندگی آمیخته با رنج و مشقت است، یعنی انسان از آغاز زندگی تا پایان، با انواع محدودیتها، تلاشها، نیازها و آزمونها روبهروست. بنابراین سختی، نشانه این نیست که خدا انسان را رها کرده یا زندگی او اشتباه طراحی شده است، بلکه بخشی از ساختار این عالم و میدان امتحان انسان است. این معنا با پایان سوره فجر نیز هماهنگ است: زندگی دنیا میدان عمل است و زندگی آخرت زمان آشکار شدن نتیجه آن

خدا راه خیر و شر را به انسان نشان داده است
قرآن سپس به نعمتهایی اشاره میکند که انسان گاهی آنها را فراموش میکند «أَلَمْ نَجْعَلْ لَهُ عَیْنَیْنِ، وَلِسَانًا وَشَفَتَیْنِ» آیا برای او دو چشم، زبان و دو لب قرار ندادیم؟ سپس میفرماید که «وَهَدَیْنَاهُ النَّجْدَیْنِ» و دو راه را به او نشان دادیم.
یعنی انسان نه موجودی بیاختیار است و نه بدون ابزار تشخیص رها شده است. خداوند امکانات شناخت و قدرت انتخاب را در اختیار او قرار داده و راه خیر و شر را پیش رویش گذاشته است. اما مسئله اینجاست که انتخاب راه درست آسان نیست، قرآن از آن با تعبیر «العَقَبَة» یعنی گردنه سخت یاد میکند
.گردنهای که فقط با ایثار میتوان از آن عبور کرد
فَلَا اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ» انسان وارد آن گردنه نشد. سپس قرآن توضیح میدهد این گردنه چیست «فَکُّ رَقَبَةٍ» آزاد کردن انسانی از بند و «إِطْعَامٌ فِی یَوْمٍ ذِی مَسْغَبَةٍ» غذا دادن در روزگار گرسنگی و تنگدستی
.این آیات نشان میدهد عبور از مسیر کمال صرفاً با ادعا و عبادت فردی محقق نمیشود، انسان باید از خود و مالش بگذرد و درد دیگران را ببیند. قرآن حتی در میان نیازمندان، از «یَتِیمًا ذَا مَقْرَبَةٍ» و «مِسْکِینًا ذَا مَتْرَبَةٍ» نام میبرد، یعنی یتیم خویشاوند و انسان خاکنشینی که از شدت فقر چیزی در اختیار ندارد.













